تبليغاتX
گوراب | یادداشت‌های مصطفا خلجی - هر آدمی، یک دستور غذاست



حقیقتن دانستن آشپزی، از اصول اولیه‌ی زندگی امروز است، حتا قبل از این‌که زبان بیگانه یا رانندگی بیاموزی؛ چه زن باشی چه مرد، چه مجرد باشی چه با همسری کدبانو (به معنای آشپزی توانا) زندگی کنی. این را کتاب آشپزی نمی‌گوید، بل‌که فقط وقتی می‌فهمی که صدای ساده‌ی پیاز را بشنوی که برای بار هزارم زیر دستانت آرام سرخ می‌شوند، یا بوی برنج دم کشیده را حس کنی که از قابلمه‌ی رنگ و رو رفته‌ات‌ درز می‌کند و در دماغت می‌پیچد.

سوای این‌که همیشه ویژگی‌های آشپزی هر ملت، قوم و خانواده‌ای، تو را به شیوه‌ی لذیذی به کنه داشته‌های مادی و معنوی‌شان می‌کشاند و با رنگ‌ها و طعم‌هایشان آشنا می‌کند، در دنیای جدید، آشپزی به یکی از عناصر همه‌جانبه‌ی شخصیت افراد در آمده است و بیش از آن‌که ریشه‌های اجتماعی و خانوادگی آن‌ها را بازگو کند، راوی فردیت انسان است. از این‌که کسی چگونه آشپزی می‌کند، یا اساسن آشپزی بلد است یا نه، می‌توان او را خیلی خوب شناخت و لایه‌های زیرین شخصیتش را واکاوید؛ لایه‌هایی که گاه از دیگران پنهان می‌کند. این شناخت، اصیل است؛ زیرا میل به غذا و چگونه خوردن، کمی از دیگر امیال انسان، به ویژه‌ غریزه‌ی جنسی ندارد.

شیوه‌ی غذا خوردن یا درست کردن هر کس، نمایان‌گر نسبت او با سیاست، اجتماع و فرهنگ است. سواد، هوش، پشتکار، اعتماد به نفس، شغل، سطح درآمد، و هزاران چیز دیگر را می‌توان در آشپزی یک انسان فهمید؛ حتا چگونه عشق ورزیدن‌اش را.



شعرخواني