
«خداوند وقتي كرهي زمين را ميان اقوام مختلف تقسيم ميكرد، هيچ سهمي از اين خاك به كرواتها نرسيد. و خداوند قسمتي از بهشتش را نصيب آنان كرد.»
اين افسانهاي است كه اگر به كرواسي سفر كني، از تكتك مردمش ميشنوي. و به راستي كه واژهاي جز بهشت گوياي زيبايي اين كشور نيست.
پس از 10 روز اقامت در زاگرب و سفر به چند شهر ديگر كرواسي، ترك اين كشور اصلن حس خوبي نميدهد. اما چه چاره كه زندگي در جاي ديگري منتظر من است.
راستي در اين سفر بالاخره يكي از آرزوهايم كه ديدن استانبول بود محقق شد. امروز هم، هنگام بازگشت به تهران، ساعاتي را در اين شهر خواهم گذراند.
گزارش جامع من را از سفر به كرواسي، قلب اروپا –يكي از نمادهاي اين كشور قلب است- بخوانید.
این را هم بخوانید:
دوستانی که در سفر به کرواسی یافتم
این عکس را هم ببینید:
