تبليغاتX
گوراب | یادداشت‌های مصطفا خلجی - «زیبا»؛ نشان دیگری از زیبایی سینمای معاصر کره‌ی جنوبی

فیلم «زیبا»

فیلم «زیبا» درباره‌ی زنی بسیار زیبا است که بدون اینکه بخواهد، نگاه‌ مردان را به خود جلب می‌کند و حسادت زنان دیگر را بر می‌انگیزد؛ حتا قدیمی‌ترین دوستش را. روزی مردی که از مدت‌ها او را تعقیب می‌کرده، به زور وارد خانه‌ی این زن زیبا می‌شود و او را آزار می‌دهد و تجاوز به عنف می‌کند. مرد خودش را به پلیس تسلیم می‌کند و زن که از آن به بعد دچار نوعی جنون می‌شود از خودش و بدنش بدش می‌آید و می‌خواهد از شر این زیبایی دردسرساز، که زندگی را به کامش تلخ کرده، خلاص شود؛ اول با زیاد خوردن و بعد با نخوردن. اما سعی‌اش جز بیماری نتیجه‌ای در بر ندارد و جسم جادویی‌اش همان که بود می‌ماند و هر کاری می‌کند، زیبایی‌اش دست نمی‌خورد. تا این‌که در آخر مرتکب قتل‌هایی می‌شود و خود را نیز به کشتن می‌دهد. و اسف‌بارتر این‌که وقتی به سردخانه انتقال می‌یابد، به جسد زیبایش هم رحم نمی‌شود.

«زیبا» اولین فیلم بلند «جون جی‌ هونگ» است که در جشنواره برلین 2008 به نمایش در آمده است. «جی هونگ» شاگرد «کیم کی‌ دوک» مشهورترین کارگردان کره‌ی جنوبی به شمار می‌آید. جی هونگ اولین بار کیم کی دوک را در جشنواره‌ی ونیز سال 2005 ملاقات کرد و از آن به بعد دستیارش شد.

هر کسی با آثار کیم کی دوک آشنا باشد به راحتی حضور پررنگش را در فیلم «زیبا» درک می‌کند و درمی‌یابد علاوه بر این‌که اسم برجسته‌ترین کارگردان کره‌‌ی جنوبی به عنوان تهیه کننده در تیتراژ فیلم آمده، او ایده‌‌پرداز اصلی فیلم نیز بوده است. تشابه «زیبا» با فیلم‌های کی دوک آنقدر زیاد است که گاهی بیننده حس می‌کند «کیم کی دوک» به جای «جون جی‌ هونگ» فیلم را به پیش می‌برد.

یکی از تشابه‌های فیلم زیبا با فیلم‌های کیم کی دوک، وجود عشق افلاطونی است. در «زیبا» همان‌گونه افسر پلیس، زن زیبا را دوست دارد و جان خود را فدای بهبود یافتن او می‌کند که زن نقش اول فیلم «نفس»، ساخته‌ی کی دوک، به مرد زندانی عشق می‌ورزد. و این عشق افلاطونی معمولا به وصال هم منجر نمی‌شود و‌ با رمانتیسم تب‌آلودی ابراز می‌شود که متأسفانه راه را برای شک کامل هموار می‌کند.

اما فیلم زیبا یک تفاوت اصلی با فیلم‌های کیم کی دوک دارد و آن فیلمنامه نسبتن ضعیف آن است. افراط در موقعیت‌ها در بخش‌هایی از فیلم به خوبی به چشم می‌خورد؛ آن‌جا که زن زیبا مدام استفراغ می‌کند، یا جایی که این زن، مرد متجاوز را در جای جای تمام خیابان‌ها می‌بیند. زیبایی بی‌ عیب و نقص شخصیت اصلی فیلم، بازی متوسط و عصبی او را جبران نمی‌کند و فیلم در حمامی از خون به طرز مضحکی تمام می‌شود. این مرده‌پرستی، احساسی کاریکاتوری به آخرین صحنه می‌دهد.

دوستداران کیم کی دوک با دیدن «زیبا» ممکن است بگویند که اگر به جای «جون جی‌ هونگ»، استادش این فیلم را می‌ساخت، خیلی بهتر از آب در می‌آمد. اما با این حال فیلم آنقدر به تم‌های همیشگی کیم کی دوک نزدیک است که همه چیز یادآور سینمای این سینماگر برجسته و معتبر کره‌ی جنوبی است و نمی‌شود قاطعانه چنین قضاوتی کرد.

در آثار کی دوک دو وجه مشخص دیده می‌شود؛ یکی نوعی زیبایی‌شناسی جذاب و رؤیایی که در فیلم «بهار، تابستان، پاییز، زمستان... و بهار» به خوبی مشهود است، و دیگری نوعی نمایش تحریک عصبی و بی‌دلیل، مثل آنچه که در فیلم «نفس» می‌بینیم. اما به نظر می‌رسد شاگرد او، وجه دوم آثار کیم کی دوک را برگزیده، که اندکی جای تأسف دارد. 

جون جی‌هونگ که در سال 1977 در کره جنوبی متولد شده، اولین بار با فیلم کوتاه «رنگ‌ها» مطرح شد. این فیلم در جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم نیویورک جایزه گرفت. آخرین فیلم کوتاه او نیز، یعنی «ماهی»، در کره‌ی جنوبی با استقبال زیادی مواجه شد و به بخش رقابتی فیلم‌های کوتاه جشنواره‌ی ونیز هم دعوت شد.

من که به طور جدی سینمای معاصر کره‌ی جنوبی را با آثار کیم کی دوک شناختم و شیفته آن شدم، با دیدن فیلم «زیبا» به استعدادهای جوان این کشور ایمان آوردم. فیلم «زیبا» ثابت می‌کند که این کشور آسیای دور نه تنها در تکنولوژی و صنعت پیشرفته شده، بلکه روز به روز پله‌های ترقی را در وادی هنر به ویژه هنر سینما طی می‌کند.

مرتبط:
عکس‌هایی از فیلم «زیبا»
نگاهی به زندگی و سینمای کیم کی دوک



شعرخواني