
در ايران نام موريس دروئون زير سايه نام «تيستوي سبزانگشتي» گم شده است.
دروئون، عضو آكادمي فرانسه و برنده جايزه ادبي گنكور در سال 1948 بود كه چند روز پيش در سن 90 سالگي در پاريس درگذشت.
از او كه مدتي عهدهدار وزارت فرهنگ فرانسه بود، به عنوان نويسندهاي ملي نام برده ميشد.
دروئون متولد 1918 در پاريس بود و از 18 سالگي با چاپ مقاله در روزنامهها و مجلات ادبي، فعاليت خود را در حوزه ادبيات آغاز كرد.
اين نويسنده آثار زيادي را نوشت كه فقط دو كتابش به زبان فارسي ترجمه شده است؛ «تيستوي سبزانگشتي» با ترجمه ليلي گلستان و «فشار خون» با ترجمه قاسم صنعوي.
«تيستوي سبز انگشتي» براي بسياري از فارسيزبانها رماني آشناست. تيستو سبزانگشتى پسرى با موهاى فرفرى طلايى و چشمهاى سبز بود كه همسان فرشتهها، انگشتهايي سبزكننده داشت. او به هرچه دست ميزد، سرشار از گلها و سبزهها و پيچكها ميشد. براي همين او را سبزانگشتي صدا ميكردند.
ليلي گلستان، مترجم اين رمان سال 1382 در گفتوگويي با روزنامه همشهري گفته بود كه رمان «تيستوي سبز انگشتي» را سيروس طاهباز براي ترجمه به او معرفي كرد.
گلستان گفته بود اين را خوب ميدانم كه هيچكس تيستو را فقط يك بار نخوانده كه بارها خوانده است.
همچنين موريس دروئون درباره اين كتابش گفته بود «تيستوي سبزانگشتي» را براي سنين يك تا صد ساله نوشته است.
براي تــيسـتو هـر چـيز دنـيـا ـ جز زيباييها و مهربانيهاي كميابش ـ معنايي ندارد و تيستو آرزومندست تا همه نارساييها و ناتوانيها و زشتيها را با معجزه انگشتهاي سبزكنندهاش از زيبايي سرشار كند.
او در طول كتاب با جنگ و خلافكارى و زندان آشنا شد. هر جا كه رفت گل كاشت. زندان را آنقدر گلكارى كرد كه هيچ درى بسته نمىشد. خلافكارها همه شروع كردند به گل آب دادن و قلبشان نرم شد. بعد جنگ كه شد، تيستو يواشكى به همه تفنگها انگشت زد. ارتش از دو طرف به هم گل پاشيد و خيلى زود صلح كردند.
ليلي گلستان گفته بود وقتي جنگ تحميلي عراق با ايران پيش آمد آقايي كه مأمور مميزي كتاب در كانون پرورش فكري آن زمان بود، به خاطر يك جمله كتاب را توقيف كرد. اين جمله اين بود: جنگ مال آدمهاي احمق است.
گلستان گفته بود: نميدانم چرا آن آقاي مميز متوجه نشده بود كه صدام همان آدم احمق است!
گلستان همچنين معتقد است تيستو ميتواند جزو داستانهاي نمادين قرار بگيرد؛ اما بيشتر تيستو يك قصه تخيلي است؛ يك قصه پريانه و پريوار.
كتاب «تيستوي سبزانگشتي» در ايران با تصويرگري سيامك فرخجسته و توسط انتشارات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان منتشر شده است.
***
يكشنبه گذشته، مؤسسه سپاس به پيشنهاد من نشستي را براي اين كتاب در گالري آران تهران برگزار كرد كه در آن ليلي گلستان با سيامك فرخجسته دعوت شده بودند.
گلستان در اين نشست خاطرات خود از ترجمه اين كتاب كه در سال 1353 انجام داده، بيان كرد و با تأكيد بر نثر شيواي داستان، ترجمهاش را يكي از لذتبخشترين فعاليتهاي ادبي خود خواند.
او با بيان تفاوت اين كتاب با ساير آثار موريس دروئون، گفت: اين كتاب، كتابي ساده با مفاهيمي انساني و بزرگ است.
گلستان با خواندن چند قسمت از متن كتاب، به ارزش مفاهيمي چون صلح، پاكي و انسانيت در آن اشاره كرد.
***
اميدوارم يك روز تمامي آثار اين نويسنده در قالب مجموعهاي به زبان فارسي ترجمه شود.