تبليغاتX
گوراب | یادداشت‌های مصطفا خلجی - به انسانیت وفادار باش!

فیلم مکعب قواصی و پروانه

امشب بالاخره توانستم «مکعب غواصی و پروانه» را ببینم؛ این فیلم ارزش هزاربار دیدن را دارد و بیش از آن، ارزش هزاربار نوشتن درباره‌اش. «مکعب غواصی و پروانه» که برنده‌ي به‌ترین کارگردانی در جشنواره‌ي کن ۲۰۰۷ شده، قصه‌ي انسانی است که در درون خودش زندانی شده و فقط با پلک چشم چپش می‌تواند با دیگران حرف بزند و فیلم از زاویه‌ي همین چشم آغاز مي‌شود و به پیش می‌رود و پايان مي‌يابد.

این فیلم بر اساس واقعیت ساخته شده است. «ژان-دومنیک بوبی» که سردبیر مجله‌ي پرآوازه‌ي «ال» -يكي از معتبرترين مجلات زنان در جهان- در پاریس بوده، در سال ۱۹۹۵ در اوج شهرت، ثروت و اعتبار، در حادثه‌ای به کما می‌رود و سه هفته بعد، وقتی به هوش می‌آید، درمی‌یابد فلج است، قدرت تکلم ندارد و فقط می‌تواند پلک چشم چپش را حرکت دهد. یکی از پرستاران بیمارستان با روشی خاص از طریق پلک زدن، او را به حرف زدن وادار می‌کند. پس از اینکه بوبی به این روش عادت می‌کند، تصمیم می‌گیرد کتابی بنویسد. او در این کتاب حالات درونی خود را به گونه‌ای موجز و شگفت‌آور توصیف می‌کند؛ از گذشته خود می‌گوید و آن تصوری که اکنون نسبت به جهان دارد. «ژان-دومنیک بوبی» اسم این کتاب را «مکعب غواصی و پروانه» می‌گذارد و ۱۰ روز پس از انتشار آن در سال ۱۹۹۷ می‌میرد. گویی، این حادثه از این رو اتفاق افتاده بود، تا ژان-دومنیک بتواند این کتاب را بنویسد و اثری جاودان را در تاریخ بشری به جای بگذارد.

در جایی از این فیلم، دوست ژان-دومنیک وقتی به ملاقات‌ش می‌آید، به او می‌گوید: اسیر شدن با اتفاقی که برای تو افتاده فرقی ندارد؛ به انسانیت وفادار باش تا بتوانی زنده بمانی!

مرتبط:
ژان-دومنیک بوبی در ویکی‌پدیا
آنونس فیلم «مکعب غواصی و پروانه»

پي‌نوشت:
دوست عزيزم، حسين سلمان‌زاده، پس از ديدن اين آگهي اين فيلم را در اختيار من گذاشت، خيلي زياد بسيار فراوان از او ممنون‌م!



شعرخواني