تبليغاتX
گوراب | یادداشت‌های مصطفا خلجی - شیما تیمار؛ شاعر عشق‌های بی‌قرار



اولین باری که اسم «شیما تیمار» را شنیدم وقتی بود که خودکشی کرد. من دانشجوی دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه شهید بهشتی بودم و تیمار در همان دانشکده اگر اشتباه نکنم ادبیات آلمانی می‌خواند. بچه‌ها در یکی از کلاس‌های سرسرای طبقه‌ی همکف دانشکده برایش مجلس ختم گرفته بودند و روی یکی از صندلی‌های کلاس به جای شیما تیمار، گل گذاشته بودند. بعدن اولین کسی که درباره‌اش به من گفت، احمد پرهیزی بود که آن زمان هم‌کلاس بودیم؛ از جمله این‌که دلیل خودکشی تیمار بسیار احمقانه بود، و اصلن مگر دلیل خودکشی غیراحمقانه هم داریم؟!
 

هر چه بیش‌تر با شعر معاصر آشنا شدم، دریافتم که تیمار با وجود سن بسیار جوانش(متولد 1352) برای خود نامی پراعتبار کسب کرده بود. متإسفانه من جز چند شعر آن هم به صورت جسته و گریخته، چیزی از شعرهای تیمار نخوانده بودم. تا این‌که امروز در نمایشگاه کتاب وقتی به غرفه‌ی انتشارات نیلا رسیدم از حمید امجد پرسیدم مجموعه شعر جدید چه دارید، گفت چیز جدیدی چاپ نکردیم، اما این مجموعه از سال‌های پیش هنوز مانده. دیدم مجموعه شعر «از خواب نرگس و مهتاب»* را جلوم گذاشت و من بی‌هیچ تردیدی خریدمش. تا رسیدم خانه، تمام شعرهایش خوانده شده بود؛ شعرهایی که زبانش، تسلط، و حس و مضمونش شیدایی شاعر را به رخ می‌کشید. در اینترنت جست‌وجو کردم ببینم شیما تیمار کتاب دیگری هم دارد که هیچ نیافتم. کاش کسی زندگی‌نامه‌ی خوبی از این شاعر می‌نوشت یا بنویسد؛ شاعری که مسلمن زندگی‌اش شعرش بود و شعرش زندگی‌اش.

 

نمونه‌ای از شعرهای «از خواب نرگس و مهتاب»:

 

بر لوح روزگار

این نقش عشق را

بنشانم به یادگار

 

تا هر که خواند برد ره به این دیار

به عمق این غم و صبر و انتظار

به حرمت این عشق بی‌قرار

 

آن‌گاه عطر عشق را

شاید به خاطر آورند

این مردمان کوکی

در این عصر بی‌بهار

 

* از خواب نرگس و مهتاب/ شیما تیمار/ انتشارات نیلا/ چاپ اول 1378



شعرخواني